باران باران ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 6 روز سن داره

باران عشق من و باباش

تولد بابایی

ساسانم,عشقم,جانم,عمرم مهربانم چندسال است بزرگترین روز زندگیت را در کنار هم جشن میگیریم و چه لذت بخش است در کنارت بودن و یکسال پخته تر شدنت را باهم به نظاره نشستیم و لذت بخش تر اینکه عشق من امروز پدر دردانه ام شده همانطور که در این چند سال بهترین همسر دنیا بودی شانزده ماه است که نقش پدریت را به نحو احسن ایفا میکنی و چقدر عاطفه و باران خوشبختن که مرد زندگیشان  تویی تا امروز و تا ابد برایم محکم ترین تکیه گاه بودی وخواهی بود و همچون کوه استواری وقلب مهربانی داری و تمام کسانیکه تورا میشناسند این را به وضوح دیده اند ساسانم میدانی چقدر وجود مردانه ات را دوست دارم و میپرستمت عزیزم دستهای مردانه ات,آغوش گرمت, آرامشت را دوست...
24 ارديبهشت 1392

شیرین زبانی های باران

دختر گلم . بارانم ماشالله اینقدر قشنگ حرف می زنی که همه عاشق حرفاتن ولی بعضی کلمه ها رو فقط من می ففمم که جی می گی : آینه : آییییناااا بده :  اده بشین : ده ه ه توپ :بوب ب خرس : ارس ماشین : آن آن ماست : ماس   صدای بعضی حیونا رو هم در میاری : گربه :میو ماهی : با لبهای قشنگت ادای ماهیو در میاری رنبور : زززززززززززززز سگ : هو هو اسب : پیتکو پیتکو ( ادای اسب سواریو در میاری )     خلاصه بارانم بعضی روزا اینقدر حرف می رنی که من سردرد می گیرم
22 ارديبهشت 1392

گامهایت استوار آرام جانم

و چهارشنبه21.1.2 ساعت 22.30لحظه شگرف زندگی ما وجاری شدن اشک شوق از چشمهای من هنگام برداشتن چند گام مستقل ونوید راه رفتنت دختر  نازم   باید مادر باشی باید پدر باشی تا بدانی راه رفتن فرزند هر چند لرزان وناهمگون چه طعمی دارد   خدا را شکر که خداوند بر من منت نهاد تا شکوه راه رفتنت را ببینم عزیزدلم ودر شوق بی اندازه ای برای بزرگتر شدنت به نظاره بنشینم همه زیبایی های زندگی را   هر لحظه که میگذرد خاطره ای از شیرین کاریهای تو در لوح سینه  ما نقش میبندد   خدای مهربان همواره نخستین هایت را خالص وناب به من هدیه کرده است...نخستین لبخندت...نخستین قهقه ات...نخستین غلطیدنت...خندیدنت...چهار دست وپا رفتنت...ا...
16 ارديبهشت 1392

نفس مامان

عزيزم! باورم نميشه تو تو وجود من شكل گرفتي؟ گاهي اوقات كه نگاهت ميكنم از قدرت خدا به شگفت ميام. چه جوري اين لب ها و چشم ها و بيني و تمام اندامت تو وجود من شكل گرفته؟؟ گاهي اوقات كه خيلي به شما نگاه ميكنم اشكم در مياد ... فتبارك الله احسن الخالقين خدايا! به نظر من اين واقعا اين يه معجزه است. من توی وجودم یک معجزه پرورش دادم. واقعا فكرشو كه ميكنم پرورش انسان توي وجود يك مادر معجزه است. خدايا هزار مرتبه شكر كه من تونستم مادر شم. خدايا بازم دعا ميكنم به تمام كساييكه بچه ندارن فرزند سالم و صالحي عطا كني. ميگن وقتي كه يك نوزاد متولد ميشه معنيش اينكه خدا هنوز از انسان نااميد نشده ... دختر كوچولوي من دعا كن...
28 فروردين 1392

دومین عید با باران

سال نو مبارک بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپيد برگهای سبز بيد عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اينک بهار خوش به حال روزگار   باران گلم - عزیزم این دومین بهاریه که با مایی . من که اصلا نفهمیدم سال 91 جه حوری اومد و رفت . با وجود تو گذشت زمان برام معنایی نداره روزها با باز شدن جشمان قشنگت برام آغاز میشه و با قهقه خنده های شبانت به پایان میرسه .   امسال خیلی  بهترو خوش اخلاقتراز سال پیش بودی عاشق عید دیدنی و مهمونی بودی و آنقدر تو مهمونیا بازی و شیطونی می ...
28 فروردين 1392

سالگرد ازدواج مامانی و بابایی

تقدیم به همسر عزیزم برای همه وقتهایی که مرا به خنده وا داشتی برای همه وقتهایی که به حرفهایم گوش کردی  برای همه وقتهایی که به من جرات وشهامت دادی  برای همه وقتهایی که مرا در اغوش گرفتی  برای همه وقتهایی که بامن شریک شدی  برای همه وقتهایی که باعث راحتی واسایش من بودی  برای همه وقتهایی که با من به گردش امدی برای همه وقتهایی که خواستی در کنارم باشی  برای همه وقتهاییکه به من اعتماد کردی  برای همه وقتهایی که مرا تحسین کردی برای همه وقتهایی که گفتی دوستت دارم   برای همه وقتهایی که در فکر من بودی  برای همه وقتهایی که برایم شادی اوردی برای همه وقتهایی که به تو احتیاج داشتم وتو با من بودی برای همه...
17 فروردين 1392

حس زیبای مادری

وقتی که بغلت میکنم وقتی اون سر کوچولوتو روی شونه ام می ذاری وقتی که با دستای کوچیکت محکم بازومو نگه می داری که نیفتی وقتی با نگاهت دنبالم می کنی اون وقته که بهترین حس دنیا رو تجربه می کنم :                    حس زیبای مادری     خدایا این حس رو به همه ببخش ...
12 اسفند 1391